اسكندر بيگ تركمان

80

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

يافت و بعد از واقعهء آن حضرت بدستور منظور نظر عاطفت و اشفاق شاه جنت مكان بوده چند سال بشوكت و اقبال گذرانيد و در اثنى و اربعين و تسعمائة كه دوازده سال از جلوس همايون اعلى گذشته بود سلطان خليل عالم فانى را بدرود كرده بجهان جاودانى شتافت ازو نسلى نماند امراء شيروان برادر زادهء او شاهرخ بن سلطان فرخ بن شيخشاه را كه كودكى بود بر تخت سلطنت نشانيدند قانون دولت آن خانواده به جهت خودسرى و خودرائى امراء شيروان از نوا افتاده نظام و انتظامى در آن سلسله نماند و هرج و مرج در آن ديار پديد آمد در اين اثناء قلندر پسرى دعوى نمود كه من سلطان محمد بن شيخشاهم لشكر بسيار بر سر او جمع شده بر ساليان مستولى گشت و از آنجا بشماخى آمد اصحاب شاهرخ از بىضبطى امراء و بىاتفاقى لشكر قدرت بر دفع او نيافته از شماخى فرار نموده بقلعهء بيفرد رفتند و قلندر پسر بر شماخى كه تختگاه شيروانشاه است استيلا يافت تا چون اصحاب قلندر نيز مردم بيسروپاى پراكنده هر جائى بودند و مرد عاقل كاردانى در ميان آن گروه نبود از جهل و سوء تدبير شماخى را گذاشته بجانب ساليان مراجعت نمود عظماء شيروان كه در قلعه بيفرد [ 60 ] بودند از رفتن او آگاه گشته در موكب شاهرخ ميرزا بتعاقب شتافتند و او را در حوالى ساليان دريافته جنگ در پيوستند اصحاب شاهرخ غالب آمده قلندر مغلوب گرديد و بدست شيروانيان درآمده شيخ پادار بقتلش پرداخت اما امراء شيروان بيشتر از پيشتر زياده روى و بىاعتدالى آغاز نهاده دست درازى بمال و ناموس مسلمانان ميكردند و شاهرخ را به جهت خردسالى قدرت بر منع نبود خلايق از ظلم ظلمهء شيروان بجان آمده استغاثه بدرگاه شيروان زمان كردند قورچى باشى پادار و جمعى از سپاهيان نيز آمده فرياد برآوردند . بيت كاى سكندر منزلت از ظلم ياجوج الامان * وى سليمان زمان از جور ديوان زينهار شرح تسخير قلاع شيروان شاه جنت مكان تسخير آن ولايت نزهت نشان و دفع ظلمه و ارباب بغى و طغيان بر ذمت همت شاهانه لازم دانسته در سنه خمس و اربعين و تسعمائة شاه زاده القاس را باتفاق مثنا سلطان و جمعى از امراء قاجار و طوالش و مردم قراباغ با بيست هزار كس همراه قورچى باشى پادار كرده بتسخير آن ولايت فرستاد افواج قاهره از آب كر با كشتى عبور نموده بشيروان درآمدند و مردم شيروان در مقام تمرد و خلاف و عصيان درآمده قلاع آن ولايت را بمردان كار استحكام داده بمدافعه و جنگ و جدال پرداختند مبارزان قلعه گشا اول قلعهء سرخاب گلد مكيلانرا فتح نموده بعد از آن حصار قبله را مسخر گردانيدند و از آنجا كمند همت بر كنگره تسخير قلعه گلستان كه محكمترين قلاع شيروانست انداخته گروهى از افواج قاهره بمحاصرهء او مأمور گشته چون شاهرخ ميرزا در قلعهء بيفرد بود عساكر منصوره متوجهء آن صوب شدند حسين بيك وكيل شاهرخ ميرزا با لشكر جلادت اثر بمقابلهء جنود قزلباش آمده در درهء بيفرد بهم رسيده جنگ درپيوستند و مبارزان جنود اقبال درهء مذكور را از خون مخالفان مالامال گردانيدند حسين بيك شكست خورده بجانب قلعه گريخت و باستحكام برج و باره و سرانجام اسباب قلعه‌دارى پرداخت و دلاوران جنود قزلباش بمحاصره قيام نموده همه روزه از طرفين نايرهء حرب و قتال و جنگ و جدال اشتعال داشت و شيروانيان در مخالفت و عصيان اصرار مينمودند تا آنكه مدت محاصره به چهار ماه كشيد درويش محمد خان والى ولايت شكى بامداد شيروانيان آمده به قصد شبيخون بكنار اردوى قزلباش رسيد و نقارهء نواخته سورن كشيد فوجى از دليران نامجوى و قورچيان رزم خوى